تبلیغات
کلمه ها - سپید

امارگیر حرفه ای وبلاگ و سایت

طراح قالب: آوازک

[ طراح قالب: آوازک ]

کلمه ها

هنوز برای تکلم ساده زندگی ، کلماتی هست...

سپید
از هزار مریم بی عیسی

از هزار آیینه بی راه
به این دریچه روشن رسیده ام
حق دارم اگر
از سایه های سرگردان بترسم
حق دارم اگرهمیشه
پشت سرم را نگاه کنم
به این چشم های حرامی حسود نگاه کن.

مرا تکه تکه بر سر دست می برند
این برادران غیور برده فروش
ای کاش آن روز
تمام آیینه ها در خوابم شکسته بودند
ای کاش ستاره ها برایم چشمک نمی زدند
و یوسف آنهمه زیبا نبود
که عریانی تنم را
به شرم نگاه خدایان بیالاید.

من از هزار توی آینه به این دریچه تاریک رسیده ام
موهایم را
درگیسوبران عزای سیاوش غارت کرده اند
وچشمانم را
درسیاه مست ترین شب زنگی
به تاراج برده اند
در هرم بادیه
لبانم را
به دندان زرد شیخی سیاه سپردند.

موسی دوباره مرا رها کرده بود
وهیچ نخل خشکیده ای
به اشتهای سوزانم پاسخی نگفت.
صحرا مثل ساقهای برهنه ام
عریان عریان بود
ومن
دوباره درهزار توی آینه ها گم شده بودم
ودیگر هیچ نقشی
مرا به تکرار خودم نمی رساند.


شبی که خشم
شلاق وار
هفت بند تنم را به آتش می کشید
من صورتم را در نقاب دستهایم پنهان کردم
وسراسیمه نگاهم را از آینه دزدیم.
دریغا
تا کی دوباره
در قاب کدام آینه
برق ستاره ای


[ پنجشنبه 6 آذر 1393 ] [ 01:07 ق.ظ ] [ حجت کرمی ]

[ نظرات() ]


مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه