حوزهی هنری استان مركزی همایشی یك روزه ویژهی نقد وبررسی آثار زنده
یاد حسن حسینی با حضور آقای دكتر نادمی وجمعی از شاعران ونویسندگان استان برگزار
كرد .دراین همایش من هم مقالهای ارائه داده بودم كه چكیدهی آن را در ادامه می
خوانید .
نقدمجموعه ی گنجشک
وجبرئیل سیدحسن حسینی
ازمنظر تحلیل گفتمان ایدئولوژیک
چکیده :
دراین مقاله سعی براین
است تا با روش تحلیل گفتمان انتقادی ، گفتمان ایدئولوژیک مجموعه ی شعر گنجشک
وجبرئیل زنده یاد حسن حسینی را تحلیل کرده با خوانشی بینامتنی تأثیر وتأثرات متن
را از زمینه وبافت فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی وتاریخی خود نشان دهیم .تحلیل گران
گفتمان انتقادی براین باورند که متون ادبی ضرورتا تحت تأثیر گفتمان های گوناگون
سیاسی اجتماعی قرار دارند وهیچ متن خنثی وجود ندارد .ایدئولوژی مسلط در متن به
تدریج طبیعی شده به طوری که خواننده آن را حس نمی کند وگاه چنان آن را درونی می
کند که رفتارهای ایدئولوژیک را جزیی ازعقاید خود می داند .وظیفه ی تحلیل گر در
چنین مواردی آشنایی زدایی از متن وبازنمودن وجوه پنهان ایدئولوؤیک آن است .دراین
مقاله نگارنده با استفاده از روش پیشنهادی فرکلاف متن را درسه سطح توصیف ، تفسیر
وتبیین بررسی کرده ووجوه پنهان وآشکار گفتمان ایدئولوژیک آن رابازنمایانده است ودر
نهایت با ارجاع متن به زمینه ی اجتماعی ، تاریخی ، سیاسی وفرهنگی خود ، خوانشی
بینامتنی ارائه کرده است .
کلیدواژه ها : تحلیل گفتمان
انتقادی ، ایدئولوژی ، متن ، عاشورا ،بافت زبانی ، بافت غیر زبانی ، بینامتنیت
من باشوی کوچکم
آواره درشمال خیابانها
حس غریبی است غریبگی
شب های من بی شعر
شب های من بی خواب
شب های من بی شب می گذرد .
سیگار
پستانک نابابی است
برلب کودکان شاعر
-----------------
باشو : پسرك جنوبی فیلم " باشو غریبهی كوچك " استاد بهرام بیضایی
چند سه گانی سپید
1
درکتابخانه
شاعران به صف ایستاده اند
چه مهمانان بی دردسری هستند مرده ها
2
همه چیز شهر دودی بود
ازپشت شیشه های عینکم
یعنی من بدبینم ؟
3
به ابوالفضل صمدی وغزل های نابش...
تو غزل می گویی
من سه گانی
مردم اخبار سکه می خوانند .
4
امیرو چقدر دنبال پول یخ دوید
حالا حکایت ماست
نخریدند و آب شدیم
------------------------------------
چه مهمانان بی دردسری هستند مرده ها " مصراعی از مرحوم حسین پناهی
امیرو : کودک یخ فروش فیلم دونده از امیر نادری
ساعت پنج صبح است
همه چیز دارد تمام می شود
آنها نمازشان را خوانده اند
و صبحانه شان را خورد ه
اما تو...
زیرلب دعایت را زمزمه کن
وبرای آخرین بار
تمام کودکیت را
- زندگیت را –
در چشمان خیس قهوه ایت ذخیره کن .
سنگینی تنت را
و حجم زنجیرهای همزادت را
به چرخ دنده های جرثقیلی بسپار
که بازوان مکانیکی اش را سکوی پروازت کرده است
بالهایت را پیش ازآن که بگشایی
چشم در چشم تماشاگرانت بدوز
خوب
آنقدر که همهمه ی گیج ومبهمشان را
درهمنوایی رقص پیکرت
سیر تماشا کنی
بگذارتا کیف متورم جنایت
رگهای سیاهشان را بجنباند
آنقدرکه شور زندگی را
درچشمان گشادهات
راست راست
ببینند .
حالا که معرکه گیرها
فرمان آخر را به نعره اعلام کرده اند
تو آهسته چشمان هفده سالگیت را
براین گرگم به هوای بره ها ببند
گریه چرا ؟!
تودیگر برای خودت
مردی شدی پسر!
بعد ازمدتها سه گانی ...
این سه گانی هم سخت منو دلبسته خودش کرده هرچه مقاومت
کردم نشد .آمد نوشتم . همین !
شاخه
ها نفس نفس
هرپرنده یک هدف
هر درخت یک قفس
شب خیال پرنده ای بودم
روز تصویر یک آدم
گنگ وپیچیده ودرهم
روی صندلی نشسته ام
مثل یک نگارگر
سایه ام شغال گر
نه به ماه می رسم
نه به آسمان بی ستاره ام
من شهاب مرده ام
صوفیان گویند *...
سرمایه ی عاشقان
سرمایه ی عاشقان خود ملامت است ، عاشق کی بود او که بار ملامت نکشد ؟
(کشف الأسرار 60/5 )
کاشکی عاشق بودندی
دریغا! همه جهان و جهانیان کاشکی عاشق بودندی تا
تا همه زنده و بادرد بودندی .
(تمهیدات 99)
نقش پای عاشقان
برهمه چیزی کتابت بود ، مگر برآب
اگر گذرکنی بر دریا ، از خون خویش بر آب کتابت کن !
تاآن که از پی تو درآید ، داند که عاشقان و مستان و سوختگان رفته اند .
(خرقانی : تذکره الأولیا 2/ 239 )
راه پرخون عاشقان
تو پنداری قلم عهد بر جان عاشقان آسان کشیدند ،
یا رقم دوستی بر دل ایشان رایگان زدند!
ایشان به هر چشم زدن زخمی بر جان و دل خورده اند
وشربتی زهر آلود چشیده اند .
(کشف الأسرار 2 / 479 )
برگزیده از کتاب یک حرف صوفیانه نوشته دکتر محمود عابدی
آسمان تگرگ را
باغ خواب مرگ را
هر گیاه خرد
باد هرزه گرد سرد را
بهانه می کند
برف
روی دوش شاخه ها
باد
توی گوش بوته ها
رعد
در درای آسمان
ناله می کند
جنگل به هم شکستهی سیاه بخت را ببین
مرگ
درهزارتوی ریشهاش چطور
خانه می کند ؟!!
شیرها 
روی گور مُردهها
سنگ می شوند
سنگ ها ولی
بر مزارمردها
شیر می شوند
مثل شیر سنگی مزار تو ...
-----------------
- شیرعلی مردان ، از دلاوران ونامآوران بختیاری است که رشادتها ودلیری هایش در ترانهی زیبای شیر علی مردون جاودانه شده است .
تبلیغات
